🔻چه كنيم تا بصورت يك ملت با ارزش درآييم، بصورت يك ملت معتبر و با آبرو درآييم؟
🔻پاسخ اين سؤال را قرآن مجيد داده است:
«كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» : شما(مسلمانان) بهترين امتها و ملتها هستيد، شما باارزشترين امتها و ملتها هستيد، اما با يك شرط: «تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» .
🔻مىخواهى به خودت ارزش بدهى؟ مىخواهى در نزد پيغمبر خدا ارزش پيدا كنى؟ با عمل كردن به اين اصل در نزد خدا و پيغمبر ارزش پيدا كن. اگر مىخواهى در نزد ملل جهان ارزش پيدا كنى كه هم بلوك شرق روى تو حساب كند و هم بلوك غرب، سرنوشت تو را او در اختيار نگيرد و او براى تو تصميم نگيرد، امر به معروف و نهى از منكر داشته باش، همبستگى و همدردى داشته باش، اخوّت و برادرى اسلامى را زنده كن، از بىخبرى پرهيز كن، از ضعف پرهيز كن، از لااباليگرى پرهيز كن.
🔻 آیا همینکه بنشينيم و فقط بگوييم « عنصر امر به معروف و نهى از منكر در نهضت حسينى؛ يك عامل بزرگ كه حسين عليه السلام را به حركت واداشت، او را از جا تكان داد، امر به معروف بود؛ حسين بن على به امر به معروف و نهى از منكر ارزش داد؛ اسلام براى امر به معروف و نهى از منكر ارزش درجه اول قائل است، يعنى آن را يكى از اركان تعليمات خودش مىداند، اگر اين ركن نباشد ساير تعليمات نمىتوانند كار كنند؛» کافی است ؟
🔻خیر ؛ اينها درست، اما مهم آنست که بدانیم ما چه كنيم؟ آيا ما دائم از گذشته صحبت كنيم؟ يا گذشته براى آينده است؟ آينده و گذشته را بايد به يكديگر مربوط و متصل كرد.
🔻از نهضت حسينى باید در همين زمينه بايد استفاده كرد، مردم را آگاه نمود. ببينيم على بن أبي طالب عليه السلام، حسين بن على عليه السلام روى چه مسائلى حساسيت داشتند، ما هم روى همان مسائل حساسيت نشان دهيم. چرا آنها روى مسائلى حساسيت نشان میدهند و ما روى مسائل ديگر؟ ⭕️ به خدا قسم من میترسم زيانى كه ما از راه امر به معروف و نهى از منكر جاهلانه كرده ايم يا صدمه هايى كه از اين راه به اسلام زده ايم، از زيان ترك امر به معروف و نهى از منكرمان بيشتر باشد.
🔻(بعنوان نمونه ) من نمیدانم اگر ضرر و منفعت مجموع كتابهاى اسلامى را كه ما منتشر میكنيم با یکدیگر محاسبه كنيم، فايده اش بيشتر است يا ضررش. همچنين اگر پولهايى را كه در راه اسلام و حتى به قصد قربت خرج میكنيم پاى هم حساب كنيم، آيا منفعت شان براى اسلام بيشتر است يا ضررشان.
🔻چون قرآن صريحاً میگويد انفاق دو گونه است، در مورد يك نوع آن میگويد: مَثَلش مَثَل گندمى است كه در زمين مساعدى كاشته شود، هفت خوشه در آورد و هر خوشه اى صد دانه باشد و حتى از اين هم بيشتر: «وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ» . يعنى برخى انفاقهاى در راه خدا اين قدر خير و بركت دارد.
🔻اما يك انفاق ديگر هم مثال مىزند: «كَمَثَلِ رِيحٍ فِيها صِرٌّ أَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» اين انفاق مثلش مثل يك باد سَموم خطرناكى است كه وقتى به يك كشتزار آماده میرسد آن را خراب مىكند، يعنى آنچه را هم كه به وجود آمده است از بين میبرد.
▪️مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (حماسه حسينى(1 و 2))، ج17، ص: 288-285-با تلخیص و ویرایش جزئی-